تبلیغات
·÷±‡±вrιɢнт αɴd вeαυтιғυl ɢιrl±‡±÷· - sahar shali the cat


نام و شهرت:سحر شالی(نام و شهرتم هم واقعیه)

سن13(اگر دو هفته مونده تا سال تحویل بشه  14 سال میشه یعنی كم كم به چهارده سالگی می رسه)

نژاد:گربه بیشرفته*

قدرت:الماس نیلی كه میتونه همه كارو انجام بده*

قدرت ذهنی:

کنترل کردن دیوار و خرد شدن یا خراب شدن دیوار:میتونه دو دستاش رو به دیوار بچسبونه و مغز دستور میده این دیوار خراب و خرد شه رشته های اعصبی که توش دستور مغز بود به دست منتقل میشه و سریع دیوار خرد و خراب میشه

حس کردن قوی:این مغز قوی سحر دستور میده که مثلا یکی پشت سرشه  و سریع اونو میبینه و با او مبارزه میکنه

پاک کردن اطلاعات مغز:میتونه دو دستشو به سر  مغز فرد میزاره و چیز هایی که در مغز فرده میبینه و پاک میکنه بعضیا شو که هم خوبه پاک نمیکنه

وزن:40/5

قد:164(البته قدم واقعیه)

لقب خاص:آخرین دختر دنیا

سایر لقب:سحری.سحرك.شالیزار.شالی كار

مشخصات اخلاقی:مهربون و دلسوز.پر انرژیه.گاهی حسوده اما نشون نمیده.باحال و بامزه.شاد.اهل خندس.راستگو و گاهی دروغگو.دختر بد قولی نیست ولی بعضی موقعا بد قولی میكنه و احساس بدی میكنه.باجنبه.احساستی.خجالتی(نمیدونم ولی پیش از حد خجالتی نیست)گاهی جدی.در مقابل چیزی كه ناراحتش میكنه یا كسی بیاد بهش توهین كنه یا خیانت كنه گریش میگیره(خیلی هم گریه میكنه)ناراحت و غمگین(پیش ازحدم ناراحت و غمگین نیست)گاهی عصبانی میشه در مقابل هر چیزی(هر چی بگین عصبانی میشه مثلا یكی بیاد رو مخش،وقتی حامی یه غلطایی كرده و...هر چی بدی باشه این طور پیش میاد)گاهی مثل معلمای سخت گیر جدی و سرد حرف میزنه و چهرش جدی و سرده.خونسرد.شجاع(البته كمی ترسو هست)همیشه به دیگران احترام میزاره.اهل كرم ریختن نیست(چون دوست نداره دوستشو عصبانی كنه یا به كلی ناراحتش كنه...البته از كسانی كه اهل كرم ریختنه بدش نمیاد)اهل آزار و اذیت نیست.در مقابل پیروزی احساس خوبی میكنه و برعكس در مقابل شكست احساس بدی میكنه.با بچه های كوچك(اگه بچه خوبی باشه)باهاش خوب رفتار میكنه.از مسخره بازی خیلی بدش میاد(حتی تو واقعیت من صد در صد بدم میاد)

ویژگی های همیشگی و سایر ویژگی ها:ویژگی همیشه اون قلبش در اثر این كه اگه یكی از الماس از بین شش الماس گم بشه میگیره.تو داستان معلوم میشه كه سحر وقتی قلبش میگیره به بیمارستان منتقل میكنن و دكتر ها برای سحر آزمایش كردند.جواب آزمایش خیلی عجیب بود.اون هیچ بیماری خاصی نداره اما دكتر جاك مین فهمید كه یكی از الماسا گم شده.واسه همین قلبش میگیره.یه نكته ای بهتون بگم كه مهمه:اگه كلا قدرتشو از دس بده یا تمامی الماسا گم بشه یا به راحتی ناپدید بشه درد قلبش شدید تر میشه و در نهایت به مرگ ختم میشه...سایر ویژگیش اینه كه قدرتش فقط در رگ ها و قلبش پنهان  می مونه.میتونه در ذهنش بفهمه كه این فرد كیه(اگه ناشناس باشه این كارو میكنه).مو جلویش كه چشم راستشو پنهان میكنه و در چشم راستش به علت این كه در حال استفاده كردن از قدرته رنگش تبدیل به نیلی میشه و نورانی میشه.اگه دمشو دو بار چپ و راست بتكونه غیب میشه و دوباره دمو تكون بده ظاهر میشه.در ذهنش ظاهر و باطن هر فردی(بخصوص دوستاش و سایر دیگران)رو میفهمه.

مشخصات ظاهری:جلو مو چشم راست رو پنهان كرده.پشت موهاش پایین قسمتش مثل قسمت پایینی مدل موی شدوه.میدونین هر گربه ای بدن و پوزه و رنگ صورتشیه رنگه اما سحر فقط رنگ صورت و دمش قرمزه و بقیه بدن ها بدن و پوزه و اینا   كرمیه.

مهارت ها:كتك كاری.حركتای رزمی(مثل همه).تو كار اسلحه عالیه.هدف گیریش عالیه.باهوش و زرنگ(نه مثل همه)

لباس:همونی كه تو تصویر میبینید

حالت:سوپر(قرفش سرعت زیادش و رنگ حالتش نیلیه).دارك(خیلی كم استفاده میكنه و كلا قابل استفاده نیست)

دوست صمیمی:دكتر جاك مین.زیبانا(میشناسین؟!!).سوگا(ایشالله بیوگرافیشو میزارم).ریچارد

سایر دوستان:خیلی زیادن اما مورداشو میگم:هانترس.دنیلا.لی لی و لیزی.هیكاری.تیفانی.نارنیا.پاملا.آنجلا.رینبو(یكی از دوستان سونیكی ماس با رینبو دش اشتباه نكنین).شیرون:نیكیسا.آیریس.رن یا كارول خودمون.كاترین.ویولت.آمینیس(دوست نیكیسا واقعی)و سایر دوستام و دوستای سونیكی ها سونیك.امی رز.شدو.تیلز.ناكلز.رژ.بلیز.سیلور و بیگ و كریم و چاوش و مادرش و گروه آشوب گران.تیكال.

دشمن درجه یك:حامی سحر و آلان بیكول(مخفف زوج: حاملان)

سایر دشمن:زیادن

رنگ مورد علاقه:همه رنگا عاشق رنگاست

غذای مورد علاقه:غذای ایرانی(همون قرمه سبزی و قیمه و چلو كبابو اینا).پیتزا دیوونشههه و سایر غذای فست فود.اسپاگتی با سس مخصوصش اگه ربش كم باشه میخوره.سیب زمینی سرخ شده!!.سمبوسه.آخ تن ماهییی با برنج!.

خوراكی های مورد علاقه:چیبس با طعم های مخلتف در كنار نوشابه و ماست سون خخخ.پفك.پفیلاااا دیووونشممم.برنجك(تا حالا برنجك خوردین؟؟من نخوردم ولی خیلی دوست دارم بخورم).شادونه(این چی؟اینم خوردین؟)آدامس نعنایی!!پاستیل با هر طعمی!!حتی طعم نوشابه!میوه ها.نوتلا!شیر هم معمولی هم با طعم ها مختلف.آب نبات ترش.شكلات.كیك شكلات در كنار شیر كاكائو داغ!كاپوچینو.آب میوه.

شغل:دانش آموز  دوم راهنمایی كه اول متوسطه میگن.مبصر كلاس(خخخخ من مثل مبصرا سخت گیرم نیستم!^_^گاهی جدیم اما داد و فریادم نمیزنم!)

علایق:كتاب خوندن كنار شومینه با نسكافه تو فصل زمستون میچسبه.تو تابستون دوستاشو دعوت  میكنه و جنش كوچك میگیریم.در آغوش مادر و پدر.با خواهر و مادرش بره خرید.بوی خاك وقتی كه بارون میاد.بارون برف.برف اگه روی زمین بشینه خوشحال  میشه!گردش با دوستان.شب و روز.طبیعت.گل و گیاه.اینترنت!!!موزیك(چه خارجی چه ایرانی)دیدن فیلم انیمیشنی از دیزنی لند .لباس های مختلف(چه لختی چه مجلسی هر چیزی خوشش میاد)مدل مو واسه خودش درست كنه.رقص

نفرت:لقبای زشت!پسرای عوضی.از سیگاری ها بدش میاد.مسخره بازی.شوخی خركی.آدمای خیلی لوس!از خود شیرینی ها  بدش میاد.یكی مست و دیوونس و میاد دنبالت!(اوه اوه بد تر از پسرای عوضیه).صدایی كه خیلی  سوت میزنه و عامل كر كردن گوشه.صدای بلند(پیش از حد بلند باشه میترسم).اونایی كه حرصت میدن.اونایی كه خیلی رو مخنن كلا.از كسایی كه بد شخصیتن و الكی واسه خودشون دلقك بازی در میارن تا همه بخندن و بدونن چه بامزس و بد تز از همه از همه بهتره و میگه:من بهترم بدش میاد كلا صد در صد.فحش و فحش كاری.دعوا(كلا از دعوای معمولی تا دعوای وحشیانه).اونایی كه بهش میگن:دیوونه!.صدای پچ پچ كه فكر میكنه دارن بدی اونو میگن.آرایش غلیظ(نه از آرایش معمولیا از اون آرایشا هست كه دختران شاخا كه آرایشی میكنن غلیظ و اینا)عمل كردن لب و دماغا كه مثل حیوون میمونه:|.جلف های دختر و پسر(بین جمعیتای ایران از جلف هایی كه كلی آرایش غلیظ دارن و تیكی عجیبی میزنن و مدل حرف زدنشون یه جوره بدش میاد منظورم همین بود).اونایی كه به ظاهریشون بدی میگن كه كلا مخ ندارن.

حیوون خونگی:كیفی(یه سگ بامزه كه باهوشه و بانمكه كیوی لقب بامزشه تازه از میوه كیوی خوشش میاد!)

پدر مادر:دارد

خواهر برادر:یه خواهر به اسم سپیده و یه برادر به اسم سهیل

لاو:ریچارد

لاور:ریچارد

زندگی نامه:سحر بعد از تولدش به مردی بنام دکتر مایکل جاک مین آشنا میشه موقعی که 3 سالش بود و همه چی حالیش بود.بعد یه دختر پررو که پنچ سالشه اسمش «بیلیتا نیلو»ست،با سحر بد و بیرا میگفت و هی مسخرش میکنه آخرم سحر عصبانی میشه و میخوان باهم کتک کاری کنن که وسط کتک کاری شون بیلیتا با قدرت شیطانی(که اسمش فیر بلکه جز قدرت اصلی محسوب میشه)به شکم سحر میزنه و میفته...سحر فهمید اون یه قدرت داره!دکتر قبل از تولد سحر در کوهستان سینبل یه مواد مذابی هست که رنگ نیلیه.اون تونست یه قدرت جدید رو کشف کنه و سحر اولین قدرتو بدست اورد ولی بلد نبود با قدرت چه کارمیشه کرد.دکتر مثل استاد چچوری قدرت را استفاده کنیم رو یاد داد و سحر با کمی تمرین و امتحان،تونست با قدرتش استفاده کرد.بیلیتا از پدر بزرگش یعنی شیطان،کمی حرفی زدن...شیطان با رعد و برق به طرف نوه اش زد و اسمش تغییر داد و قدرت جدید شو بدست اورد اسم او شد:حامی سحر نیلو...
چهار سال بعد سحر کمی تغییر شد  اون 7 سالش بود و با لباس ورزشی قرمز نارنجی شروع به دویدن کرد.اون عاشق ماجراجوییه!شیطان یه شهری رو تشکیل کرد که حامی سحر در اونجا زندگی کنه و و در آینده ملکه شهر بشه...البته این شهر اسمش دیگتوله.شیطان چند از برادران شیطان(یعنی هم یار شیطان که کار بدی میکنن و کافران هستن از برادران شیطانن)را در این شهر اورد تا در آن زندگی کنن.موقعی که شب بود ابرها رعد و برق شدیدی اومده بود ناگهانیه رعد و برق به بدن سحر زد و برق گرفت...اون سریع به مخفیگاه دکتر جاک مین میره و از شدت درد و برق گرفتگی،بیهوش شد.دکتر ترسیده بود از اینکه سحر مرده ولی نبضشو چک کرد خیالش راحت شد چون اون زنده بود.اونو تو تخت الکتریکی میزاره و با لیزر تمام بدنای سحرو مشخص کرد.دکتر فهمید برق گرفته و طلسم قدرت نیلی شکسته و یه طلسم جدیدی به وجود اومده همون طلسم قدرت رعد و برق.بعد چند دقیقه سحر بهوش اومد و دکتر همیچی رو گفت و سحر فهمید یه قدرت جدیدی داره یعنی قدرت رعد و برق.حامی سحر هم پدر بزرگش یعنی شیطان،کمی گفتگو کردن.شیطان در باره سحر که یه قدرت جدیدی بدست اورده رو گفت و هر دو چشم های حامی رو شیشه ای کرد تا سحر نتونه طلسم شیشه ای حامی رو بشکنه.سحر خبری شنید که هفت الماس هرج مرج از موبیس دزدیه شده و سحر حدس زد که کار حامی بوده.ناگهان یه گرد بادی به وجود میاد که سحر رو با خودش میبره بعد سحر پرت میشه و به شهر ناشناخته(دیگتول) که حامی زندگی میکنه میفته.سحر حدسش درست بود و بعد از جنگ با حامی سحر با قدرت رعد و برق به دو چشم شیشه ای حامی سحر و میزنه و میشکنه و حامی از شدت کور شدن جیغ میزنه و دود میشه(نه الکی یهوی پخ دود میشه میره هوا از شدت کور شدنش این طوری میشه)کم کم سحر 10 ساله میشه و طلسم قدرت رعد و برق میشکنه بخاطر کور شدن حامی میشکنه(در 9 سالگی)و الانم طلسم قدرت نیلی رو داره.2 سال با حامی جنگیدن و هر دفعه سحر برنده میشه.اون چندین بار به موبیس سفر میکنه و به سونیک و دوستاش سر میزنه.(شاه اکرن ملکه اکرن و الیاسو میشناسه)حالا حامی دست به کار شد که یه نقشه شیطانی که فقط تمام مخلوقات هستی رو نابود کنه چون شیطان همین آرزو رو داشت.این بارم سحر میفهمه حامی چه غلطی میکنه.ادامه زندگی نامش در داستان زنجیر داغ شیاطین.


واژه های ستاره دار:


گربه پیشرفته:در اثر قدرتش به گربه ای تبدیل شد كه رنگ بدنشو تغییر بده.البته چیز خاصی هم نیست

الماس نیلی:آخرین الماس و مجموعه الماس نیلیه كه در موبیس كشف شد توسط دكتر جاك مین.همون طور توی زندگی نامه نوشته شده:«دکتر قبل از تولد سحر در کوهستان سینبل یه مواد مذابی هست که رنگ نیلیه.اون تونست یه قدرت جدید رو کشف کنه و سحر اولین قدرتو بدست اورد »هم جز قدرت الماسه.تعداد الماس نیلی شیش تاست كه پنچ تا متوسطن و یكیشون كه غول پیكره(نه خیلی بزرگا!اندازه الماسی كه ناكلز ازش مراقبت میكنه.یه كمی بزرگ تر الماسه كه ناكلر مراقبت میكنه).این مجموعه نكته های مهمی دارن:1.الماسا باید كنار هم باشن و برای استفاده یا یك الماس یا پنج الماس داشته باشه2.الماس غول پیكر میتونه دنیا رو مراقبت كنه.البته اونایی كه قدرت رو تقلید میكنن باید اجازه داد تا مقداری اونو بردارند.3.اگه یك یا شش الماس به كلی ناپدید بشه سحر میمیره.در نهایت باید از الماسا مراقب كرد.چون اونا مهمنن.