تبلیغات
·÷±‡±вrιɢнт αɴd вeαυтιғυl ɢιrl±‡±÷· - بیوگرافی زیبانا
توجه:برای دیدن عکسم رو اسمم بکلیک با تشکر^_^

نام:زیبانا

فامیل:استارایس

 معنی فامیل:ستاره یخی(از خودم در اوردم)

معنی اسم:زیباروی
لقب:زیبان.گرگ شیطون

سن:14(تو خود واقعیم 13 سالمه)

نژاد:'گربه نیمه سیاه گوش(چون پدرم گربه معمولی و مادرم گربه سیاه گوشه)


قدرت:همون الماس نیلی همیشگیمون و بال شمشیری یه قدرت جدید داره آیس بلور از جنس الماس(یعنی یخ آبی)(از خودم در اوردم)

ویژگی:زوزه کشی.چشماش درشته(تو عکس دقت کنید)زبون انگلیسی و فارسی بلده.

اخلاق:ساکت.شجاع.کم حرف.شیطونم هست.مهربون.دل شیری داره(از بس شجاعم)با دوستانش خیلی خوب رفتار میکنه ولی با دشمنانش نه.از مسخره بازی بدش میاد.ترسو اصلا و ابدا!

علایق:والا چیزای خوب!

تنفرات:راسو(خیلی بدش میاد)هر کی به من مسخره کنه.چیزای بد

پدر و مادر:یه پدر به اسم دیوید اهل گرگ کوهستانی.یه مادر داره به نام رزا از اهل گرگ قطب جنوبی

خواهر و برادر:یه خواهر بزرگ تر به نام کریستانا گرگ قطب جنوبی.یه برادر بزرگ تر خنگ به نام مایک گرگ قطب جنوبی

دوستان:خیلی هستن

دشمنان:حامی سحر

سایر دشمنان:شخصیت منفی

زندگینامه:دیوید یه گربه معمولی بوده از اولشم یتیم بوده  ولی یه مرد که وقتی دیوید رو میبینه دلش میگیره و اونو بزرگ میکنه و بعدش دیوید واسه خودش یه مردی شده اون مرده اون پدر واقعی بوده از بچگی دیوید وقتی دید همسرش نیست و مرده اونو بزرگ میکنه تا به جوانی دیوید که بهش گفته که من پدر واقعیم بعد دیوید با پدرش یه سفری میره میره به قطب جنوبی یه گربه سیاه گوشی میبینه البته اون گربهه زن بوده دیوید به سمتش اومد و باهام آشنا شدن اسم گربه سیاه گوش رزا بود دیوید قصد ازدواج با رزا داشته ولی پدرش اجازه نمیده که با گربه سیاه گوش ازدواج کنه ولی دیوید انقدر ناامید شد که فردا پدرش قبول میکنه و باهاش ازدواج میکنه و صاحب سه فرزند میشه یکیش مایک بود دومیش کریستانا بود و آخرین نفری بود من بودم... من با خواهر و برادرم فرق داشتم کریستانا و مایک گربه معمولی بودن ولی من گربه نیمه سیاه گوش  بودم...ولی یهوی چند تا راسو ها میخواستن مارو اذیت کنن بعد پدرم انقدر عصبانی شد که راسو ها از شدت ترس فرار کردن...ما خانواده ما از راسو ها بدمون اومد...پدربزرگم یه پیر مردی شده بود ولی انگار جوان مونده...اون با من خیلی خوبه و مثل یک استاد بهش درس میداد و بعدش کم کم بزرگ شدمو اینا ...همین

چطور بود؟